

من کی ام؟
کسی میدونه؟
من همون دیوونه ام که هیچوقت عوض نمیشه;
همونی که همه باهاش خوشحالن, اما کسی باهاش نمیمونه
همونی که هق هق همه رو به جون دل گوش میده, اما خودش بغضاشو زیر بالش
میترکونه;
همونی که همه فکر میکنن س خ ت ه ... س ن گ ه... اما با هر تلنگر میشکنه...
همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه, اما همه ناراحتش میکنن
همونی که تکیه گاه خوبیه, اما واسش تکیه گاهی نیست
همونی که کلی حرف داره, اما همیشه ساکته...
آره, من همونم...

این شـبها چــقدر دلــــــــــــــم میخــواهد،
کســــــــی آرام به من بگــوید:
بمـــــــــیری انشااللــه
،و مـــــــــــن،
فــریاد بزنم:
"آمـــــــــــــــــــــــــین"


شب یلدا، شب شعر، شب حافظ شب شور
شب یلدا، شب سرد، شب طولانی اما بیدرد
شب یلدا، شب خرمالو، هندونه و خیار سبز
شب یلدا، کوچیکا و بزرگترا زیر یک سقف
شب یلدا، شب فال، فال حافظ، فال حال
شب یلدا، شیشهها بخار دارن کرسیا گرما دارن
شب یلدا، شب آجیل، شب فندق و بستههای دربسته و بادومای تلخ
شب یلدا، شب قصههای مادربزرگ و پدربزرگ
شب یلدا، شب انار دونکرده و گلپر و دلار سبز
شب یلدا، شده حالا تلویزیون و دیویدی و ماهوارهها
شب یلدا، همه از هم سوا شدن
شب یلدا، بهجای بابابزرگ و مادربزرگ
یهور سفره کامل جا شده تلویزیون صفحه تخت
شب یلدا اگه بود، شب یلدای قدیم زیر کرسی
فال حافظ مجمع میوه و خنده و آجیل
یادش بخیر شب یلدا، اگه شد، منو بیدار نکنید

شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره
شب شادی وشـــور و مهربانی است زمـــــــان همدلی و همزبانی است
در آن دیدارهــــــــــــا تا تـــــــــازه گردد محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد
به هرجا محفلی گرم و صمیمی است که مهمانی درآن رسمی قدیمی است
به دور هم تمـــــــــــام اهــــــل فامیل شده بر پا بســــاط میــــوه – آجیل
ز خـــوردن خوردنِ این شـــــــــام چلّه شود مهمان حسابی چاق و چلّه!!
همــــــــــه با انتظاری عاشقــــــــــانه نظـــــــر دارند ســـــــــوی هندوانه!
نشسته با تفاخـــــــــر تــوی سینی کنارش چاقـــــــــــویی را هم ببینی
چو گــــــــردد قــاچ قــــاچ آن هندوانه شود آب از لب و لوچـــــــــــه روانه!
بســــــاط خنده و شادی فراهـــــــــم اس ام اس می رسد پشت سر هم
جوانان آن طرف تـــر جـــــــوک بگویند دل از گرد و غبــــــار غـــــم بشویند
کسی را گـــر صدایی نیم دانگ است در این محفل پی تولید بانگ است!!
زند بــــــــا “ای دل ای دل” زیـــــر آواز ز بعد آن “هاهاها”یی کند ســـــاز!
ببندد چشــــــــم و جنباند ســـرش را بخواند شعـــــــــــــرهای از برش را!
چنین با شور و نغمه – شعر و دستان خرامان می رســــــد از ره زمستان
شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز نمانده هیچ؛ جز هشتاد و نه روز !
کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران که در راه است فصــــــــل نوبهاران….
برای دروغ هایمان ،
خدا را قسم میخوریم ،
و به حرف راست که میرسیم ؛
می شود جان ِ تــو…
مرا بس است.....
یک صندلی برای نشستن کنار تو....

مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـارد
بـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود . .
پـس چـرا ایـنـجـا
بـاران کـه مـی بـارد
عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ؟ . . .


از این ور و اونور شنیدم داری عروس میشی گلم
مبارکت باشه ولی آتیش گرفت این دلم
خیال می کردم با منی، عشق منی، مال منی
فکر نمی کردم یه روزی راحت ازم دل بکنی
باور نمی کردم بخواهی راستی راستی تنهام بذاری
آخه یه عمر همش بهم گفته بودی دوسم داری
گفته بودی عاشقمی به پای عشقم می شینی
بــــــــــــآ یــــــــــــد
اتـفـــاقـــــــاً از آدمـایـی کـه " انـتـظــارش و نــداریـــــن "

دست به دلم نذارید
دست به دلم نذارید !!! می سوزید !!!

ديگر برای داشتنت سماجت نميكنم عزیزم !!!
پرنده ای كه مال من نيست قفس هم برايش بسازم باز هم ميرود!!!
نگاهم را به خودت نگیر عزیزم !!!

با کسی مثل کف دست صاف نباش چون به جای صداقت و معرفتت فکر میکنن محتاجشون هستی که دست دراز کردی!!

ღاینجا صدای پــای زنـدگی می آیدღ
با احتیــــــــــــاط بخوانید
متــن ها لغزنده است
بسکه سطــــر به سطــــر باریـــــدم و نوشتـــــــــــــم
"بیایید دوست معمولی باشیم عشــق همه چیز رو خراب میکنه"
مخاطب نوشته هام به سادگی یک لبخند رهایم کرده

بیا تمامش کنیم....
همه چیز را....
که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور به ماندن....
نگران نباش....
قول میدهم کسی جای تو را نمیگیرد...
اما فراموشم کن.....
بخند... تو که مقصر نبودی...
من این بازی را شروع کردم... خودم هم تمامش میکنم...
میدانی؟؟؟؟؟؟؟؟
گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است....
بیا به هم نرسیم...!!!!!
هنگامیکه گریه می کنی در آغوش یک زن هستی......
هنگامیکه عاشق میشوی در قلب یک زن هستی.......
زن " امانت " است نه هدفی برای "أهانت"
همیشه نباید همه چیز را توضیح داد...
وقتی کسی برای نداشته هایت بهانه میگیرد
بهتر است او را هم نداشته باشی تا به نداشته هایت اضافه شود....

روزگاری بسیار عاشق بوده اند!!!....

از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند :
شما چطور شصت سال با هم زندگی کردید؛
گفتند : ما متعلق به نسلی هستیم که ، وقتی
چیزی خراب می شد؛
تعمیرش می کردیم نه تعویضش!
دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من
به ما درد خود افشا کن مداوا کردنش با من
بیاور قطره اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطره اخلاص دریا کردنش با من
به ما گو حاجت خود را اجابت میکنم آنی
طلب کن هرچه میخواهی مهیا کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من
اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من

السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن







